یه چیزی بدست میاری در قبالش یه چیزی از دست می دی. آرامش یه خط صافه، خوشحالی خالی و امن نمی مونه توش پر دردسره. اذیته. نمی شه راحت از سر گذروندش. بی حوصلگی، یه خط صاف بدون دردسره. بدون ماجراجویی، بدونِ حس خطر. خوشحالی اینطوری نیست، دریا مواجه. دریا بزرگه، یه برکه سبز و پر مگس و ساکنه. مث یه خط صافه. دومین روز از فصلِ سرد...
این موضوع ک مجبور به زندگی اجتماعی و تنها نموندن و خارچ نشدن موجودات چهار دست و پا از کادر لعنتی دیدگانمون هستیم، یک شکنجه ـست. و دقیقا یک شکنجه ـست ازونجا ک علیرغم تمام این نفرت بخاطر این اجبار، در صورت تحقق این خواسته هم باز دچار سرخوردگی های دیگه ای می شیم. دچار تنهایی و افسردگی و زوال و اینا می دومین روز از فصلِ سرد...